خرید بک لینک

درباره سایت

جوانان ستاره ای

امکانات وب


بسم الله الرحمن الرحیم ناچار نیستی همه ی این مطالب رو وقتی وصل به اینترنت هستی بخونی ........ اول save بکن بعدا اگه وقت کردی بخونش 1. جوان و انحرافات جنسی فریاد های درد آلودی که از هر سو بلند است! می دانیم جوانی دوران « بحران » غرائز مخصوصا «غریزه ی جنسی » است . این غریزه اگر به صورت صحیحی رهبری نگردد خرد کننده ترین ضربت را بر پایه خوشبختی وسعادتجوانان خواهد زد ، و سرنوشت آنها را به کلی دگرگون خواهد ساخت. نیرو های خلاق آنها ، همچون غنچه های ناشکفته پرپر شده نابود خواهند شد ، و « نبوغ » و « ابتکار» آنان که ممکن است سرچشمه افتخارات فراوانی برای خودشان با اجتماع گردد مسلما به هدر خواهد رفت. تعداد قربانیان این راه در میان جوانان کم نیست و تعداد کسانی که پس از بیداری از خواب گران خود ، دردناک ترین تاسف و ندامت را برروح خود احساس می کنند نیز فراوانند. و بسیاری کسانی که با آثار شوم این عدم رهبری صحیح تا پایان عمر خویش دست به گریبان می باشند ! نامه های فراوانی که تا کنون ازعده ای از قربانیان به دست ما رسیده می تواند پرده از گوشه ای از این راز وحشتناک بردارد، و ما را در جریان این موضوع حساس و پرخطربگذارد. این نامه ها شامل اسرار ناگفتنی ، وقایع دردناک و بهت آوراست ، و نویسندگان آنها همه ، استمداد کرده و راه چاره خواسته اند . حقیقت این است که ما هم تا این اندازه از توسعه و اهمیت این این خطر آگاه نبودیم ، ولی با اطلاعاتی که به دست ما رسیده چاره ای جز این نداریم تا آنجایی که از ما ساخته است وقدرت داریم درراه بیدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلی خطر از هیچ کوششی فرو گذار نکنیم و از خدای بزرگ می خواهیم که به ما و آنها در این راه کمک فرماید. نخست اجازه بدهید گوشه ای از این نامه ها را که می توان آن را درج نمود « عینا » در اختیارشما بگذاریم. *** نامه ی اول : « ... چون شما در نوشته های خود یاد آور شده اید که : جوانان مشکلات خود را در موضوعات مختلف تشریع کنند به فرستادن این نامه مبادرت ورزیدم: ... مشکلی که من از آن رنج می برم و نزدیک است مرا هلاک کند راجع به امور جنسی است و تمایلاتی است که ذیلا برایتان تشریع می کنم. جوانی هستم 23 ساله و محصل ، از روزی که پا به دایره بلوغ گذاشتم براثر نداشتن تربیت صحیح و عدم مراقبت وبی اطلاعی به « یک نوع انحراف جنسی » مبتلا شده ام و« بدبختانه » و هفت سال آن را ادامه داده ام ! اکنون به این بلای خانمان سوز مبتلا هستم و هرچه در ترک آ« کوشیده ام نتیجه ای نگرفته ام ،ضررهای آن را علاوه بر این که در کتاب فارسی مطالعه نموده ام در بدن خود نیز مشاهده می کنم : چشمم ضعیف شده ،ضعف اعصاب ، کم خونی ، لرزش بدن ، لاغری و پژمردگی مرا بیچاره کرده است! وقتی قلم به دست می گیرم قدرت نوشتن ندارم ، ناچار قلم را بر زمین می گذارم تا وقتی کمی دستم قدرت پیدا می کند دوبار می نویسم ! ایمان ضعیف در من وجود دارد ، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش می کنند. ناچار در گوشه ای می نشینم و تا می توانم گریه می کنم که چشمانم سرخ می شود ، خلاصه بیچاره و بدبختم و دادرس و فریاد رسی ندارم !!................. شاید مایل باشید بدانید چرا با این که ضرر های آن را مشاهده می کنم آن را ترک نمی نمایم؟؟؟؟!؟!؟! در جواب خواهم گفت امروز ترک این کار ( تقریبا ) از نظر من محال است . هنگام تحریک شدن ، اراده از من سلب می شود بعد که به خود می آیم کارم گریه است!.... گاهی به خدا التماس می کنم و به درگاه امامان (علیهم السلام ) متوسل می شوم ... اما هر چه التماس می کنم کمتر نتیجه می گیرم. گاهی با خود فکر می کنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاکی چون من متوجه ندارند؟!اما درماندگی ، که به نزدیک ترین خویشان نمی توانیم درد دل خود را بگوییم دامن چه کسی را باید بگیریم ، کاسه ی صبرم لبریز و جانم به لب رسیده ، به من رحم کنید و راه نجاتی به من معرفی نمایید اگر دستور طبی در نظر دارید به من اطلاع دهید . و می دانید احتیاج به قدردانی امثال من ندارید اجتماع باید از شما قدردانی کند و پاداش شما با خدای بزرگ است. *** نامه ی دیگر: « ... شما را به خاطر جهاد مقدسی که برای هدایت جوانان آغاز کرده اید می ستایم... چه برای من واضح است که ایده شما بر خلاف عده زیادی از نویسندگان مطبوعات( اگر بشود به آنها نویسنده گفت ) خوشبختی جوانان است. جوانی هستم 17 ساله و محصل سال سوم دبیرستان که در تمام دوران ایتدایی شاگرد ممتاز بوده ام ، ولی به عللی که خودتان خیلی خوب می دانید به محض رسیدن به دوران پر آشوب بلوغ به یک دام افتادم. البته ایم منحصر به من نیست عده ای زیادی از همسالان من نیز به این دام افتاده اند. در کلاس اول دبیرستان مبتلا به یک نوع انحرافی شدم در عرض این سه سال مقدار فراوانی از قوای فکری خود را از دست داده ام . ده ها بار توبه کردم، ولی روز به روز ضعف نفس من زیاد تر شده.اکنون به طوری که خودم حس می کنم قسمت های عمده بدن من یعنی قلب و اعصابم دچار خلل شده ، و بدتر از همه اراده ام را نیز به مقدار زیادی از دست داده ام ، دائما احساس حقارت می کنم ، خیلی کم حرف میزنم ، ورزش نمی توانم بکنم و حتی به میهمانی های خانوادگی نیز نمی روم!... به خوبی می دانم آینده خوبی نخواهم داشت ... این قدر بی اراده شده ام که ترک این عمل خطرناک برایم مشکل شده است... علت چیست ؟ علت این است که عکس های زنان برهنه در دست همسالانم زیاد دیده می شود. فیلم های منحرف کننده و سکسی تنها سرگرمی ماست و کتاب های مزخرف با نازل ترین قیمت در دسترس ما قرار دارد. مرا راهنمایی کنید. به من بگویید چطور می توانم از این درد « کشنده » خلاص شوم؟!... *** نامه ی سوم : « ... آیا از وضع جوانان و درد و دل های ما آگهی دارید ؟... آیا می دانید عده ای از جوانان دست به جنایت بزرگی می زنند و گرفتار انحرافاتی هستند؟... چندی پیش در خیابان ثریای « یزد » می گذشتم ناگهان چشمم به جوانی افتاد که سن او در حدود 25 سال بود ، بدنی بی حس و چشمانی نابینا داشت در حالی که دست برادر کوچکش بود ، از خیابان می گذشت . من از چرخ پیاده شدم وازبرادرش که با هم آشنا بودیم پرسیدم این کیه ؟ گفت این برادرم است ، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم... گفتم چرا برادرت به این روز افتاده ؟ گفت تا 20 سالگی هیچ عیبی نداشت ، ولی بر اثر اعتیاد به « یک نوع انحراف جنسی» چند سال است که چشمش نابینا شده ... بدبختانه باز دست بردار نیست... تقاضا می کنم هر چه زود تر زیان های این جنایت و راه علاج آن را برای ما جوانان تشریح کنید،چه کنیم که ما هم آلوده این کارها نشویم ؟...» ******************************************************************** این بود قسمتی از نامه هایی که از شهرستان های مختلف به دست ما رسیده و غالبا به عین عبارت (با حذف نام نویسندگان و عباراتی که قابل درج نبود) در بالا آوردیم. این نامه ها ومانند آنها « تابلوی زنده وگویایی » از وضع جوانان ما و آینده آنهاست. البته انکار نمی توان کرد که افراد پاک و غیر آلوده به هیچ نوع انحراف اخلاقی ، درمیان جوانان فراوانند ولی تعداد قربانیان هم بسیار زیاد است. اگر دست روی دست گذارده و تماشا گر این صحنه ها باشیم ، همه این آفراد پاک در معرض خطر آلودگی قرار خواهند گرفت ، وهم افرادی که آلوده شده اند به کلی از دست خواهند رفت و یا همچون قربانیان دیگر ، افرادی ناتوان ، قابل ترحم ،، شکست خورده ، بینوا و احیانا جنایتکار خواهند شد. ولی ما امیدواریم با طرحی که ارائه خواهیم داد حتی آلوده ترین افراد اگر بخواهند نجات پیداکنند و افراد پاک با توجه و مراقبت بیشتری به این مسائل نگریسته و راه پیشگیری از هر گونه انحراف جنسی را در یابند. قلب ما از شنیدن ناله این قربانیان به شدت می لرزد ، و نیش قلم های آنها که به طرز تضّرع آمیی استمداد می کند روح هر انسانی را می خراشد و جریح دار می سازد. بدبختانه « مساله ی جنسی جوانان » در زمانی که بر اثر بد آموزی های فراوانی که به وسیله ی پاره ای از مطبوعات بازاری و فیلم های سکسی ، پخش عکس های شهوت انگیرو اعمال سوداگران دیگری از این قماش وارد مرحله بسار خطرناکی شده است وسوء استفاده از آزادی نیز مزید بر این علت گشته است و اگر جهاد پیگیری برای نجات جوانان نشود آینده شوم و مرگباری در پیش خواهد بود. گرچه تصور می کنیم مشاهده ی وضع قربانیان این راه که نمونه های آن در بالا ذکر شده است(گرچه نمی توان هنوز اسم آنها را قربانی گذاشت) و نمونه های دیگر که کم و بیش خود شما خوانندگان عزیز دیده اید، به تنهایی معلم گویایی است بسیار چیز ها می تواند به همه بیاموزد. اما اهمیت موضوع ایجاب می کند که آنچه گفتنی است در این زمینه گفته شود واز پرتگاه هایی که از این رهگذر در مسیر زندگی جوانان قرار داد همگان آگاه شوند، و راه نجات در دام افتادگان نیز تشریح گردد . ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقیق این سلسله بحث ها دعوت می کنیم و به شما اطمینان می دهیم که اگر دل خود را دراختیار ما بگذارید و آنچه و آنچه ما در اختیار شما می گذاریم ، مو به مو اجرا کنید از هر گونه خطری رهایی خواهید یافت. عواقب مرگبار انحرافات جنسی : یکی از مهم ترین مسائلی که جوانان با آن رو به رو هستند ، راه پیشگیری افراد غیر آلوده و درمان آلوده ها!!! در بحث گذشته با ذکر چند نمونه زنده دیدیم که چگونه انحرافات جنسی و اعتیاد به پاره ای از آنها می تواند جوانان را به صورت موجودی ناتوان ، مایوس غقب مانده و بیمار درآورد و تا سرحد جنون و مرگ پیش ببرد. بدبختانه در عصر ما که بعضی آن را « عصرمسائل سکسی » نام نهاده اند، بسیاری از نویسندگان بی هدف سعی دارند انحرافات جنسی جوانان را کوچک و کم اهمیت جلوه دهند وگاهی برای خوشایند بعضی از منحرفان آن را یک ضرورت زندگی و از لوازم دوران جوانی معرفی نمایند!! دسته ای هم که می دانیم و می دانید دامن زدن به این مساله را وسیله ی کاسبی نامشروع خود ساخته و برای پیدا کردن سوژه های داغ جنسی و تهیه عکس های تحریک آمیز، زمین و زمان را زیر پا گذارده و ازهیچ دروغی هم پروا ندارند! مثلا در یکی از مجلاتی که به نام « زنان » انتشار می یابد اخیرا خبر به اصطلاح تکان دهنده ای که به قول نویسنده مجله سراسر اروپا را درحیرت فرو برده بود ( و شاید دامنه آن نیز به زودی به کرات دیگر کشیده شود ) درج شده بود وآن این که اخیرا زنی در یکی از جراید اعلان کرده است که برای شوهرش معشوقه پیدا می کند!! آنها امثال این خبر را که به احتمال قوی ساخته وپرداخته خود یا همکارانشان است به عنوان یک وسیله موثر تبلیغاتی برای بالا بردن تیراژ مجله خود انتخاب می کنند، حال نشر این گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب ، چه اثری جز ننگ و فساد می تواند برای اجتماع داشته باشد ، اصلا برای آنها مطرح نیست. بدبختی منحصربه این ها نیست،حتی بعضی از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشکان هم این« موج جنسی »! برکنار نمانده و کوشش دارند آن را طبیعی و بی ضرر جلوه دهند. عده ای هم که معتقدند به عواقب شوم و دردناک این بی بندوباری هستند در طرح این مسائل که به منظور پیشگیری صورت میگیرد طوری مسئله را طرح می کنند که نه تنها کمکی به حل مشکل و درمان مبتلایان نمی کند بلکه راه هایی را هم که بلد نبودند به منحرفین می آموزد وانحرافی بر انحراف آنان می افزاید! مجموعه این عوامل است که مسئله انحراف جنسی را درمیان جوانان به صورت فوق العاده پیچیده و وحشتناکی درآورده که ریشه کن نمودن آن به این آسانی ممکن نیست و نیاز به صرف وقت وبودجه و طرح های دقیق فراوانی دارد. *** زیان های استمنا : درهر حال جوان باید با سرپنجه غقل و فکر خودشان ،این پرده های جهل و جنایت را که بروی حساسترین حقایق مربوط به آنان انداخته شده پاره کنند ، و به جای فرار از درک حقیقت وپناه بردن به مطالبی که اثری جز تخدیر و گمراه ساختن افکار آنها ندارد ، بنشینید و حقایق حسی و روشنی را که « حساب دو دوتا چهارتا » را دارد بررسی نمایید وسرانجام این انحرافات مرگبار را با چشم خود ببینند. ما نخست در این جا گواهی بعضی از پزشکان ومحققانی را که سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پیرامون این گونه مسائل کرده اند نقل نموده ، وسپس به تجزیه و تحلیل علل روانی و اجتماعی انحرافات جنسی پرداخته ، و پس ازآن راه مبارزه با این اعتیاد های ننگین را شرح می دهیم . یکی از اطبای معروف درکتاب درباره زیان های عادت ننگین « استمنا » نوشته ، مشاهدات جمعی از پزشکان را به این شرح نقل می کند: « هوفمان » می گوید جوانی را دیدم که از پانزده سالگی گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگی آن را ادامه داده بود. اوچنان دچار ضعف قوای جسمانی گردید که هنگامی که می خواست کتابی را بخواند چشمهایش سیاهی رفته سرش درد می گرفت ، حالتی شبیه سرسام به او دست داده بود ، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه های چشم او بیش از حد معمولی باز و بسته شده ، ودر قعر چشم های خود درد شدیدی احساس میکرد. مشاهدات دکتر هوچین سون ثابت می کند عموم ناراحتی های مربوط به دستگاه تناسلی از آثار « استمنا » و ناراحتی های شبکیه ی چشم و مشیمیه از آن سرچشمه می گیرد ( دقت کنید ). نویسنده ی مزبور اضافه می کند : نخستین نتیجه عادت به این کار شنیع این است که قوت و شفافیت چشم ها زایل می گردد ، صورت رنگ اصلی خود را از دست می دهد و پژمرده می شود،درنگاه های مبتلایان به این کارهوش و ذکاوت اولی دیده نشده حالت گرفتگی در سیمای آنها ظاهر می گردد، چشم های آنها با حلقه های کبودرنگی احاطه می شوند. بعد از آن سستی و تنبلی اعضای مختلف مشاهده می شود . نقصات حافظه ، خرابی اشتها ، مشکل شدن هضم ، تنگی نفس ، تغییرات اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح ، حسادت ، غم و کدورت ، مالیخولیا ، فکر گوشه گیری و تنهایی از نتایج شوم ابتلای به این انحراف جنسی است. این طبیب درجای دیگرازکتاب خود اضافه می کند این عمل موجب فقرالدم ( کم خونی ) وضایع شدن قوای جسمی و روحی می گردد و باعث دوران سر، صدای گوش ها ،کمردرد، سختی نفس ، کم شدن حافظه ، لاغری ، ضغف و سستی و خلاصه عدم اقتدار کلی در بدن می شود ، و براثررابطه نزدیکی که با حواث پنجگانه دارد مخصوصا در چشم و گوش اثر می گذارد.( دقت کنید ) عادت به این انحراف شوم جنسی مخصوصا نیروی مقاومت بدن را در برابربیماری ها کم می کند و به طوری که پزشک مزبور تصریح نماید: اشخاصی که به این عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتاری به یکی از بیماری های وخیم به آسانی می توانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند ». او سپس از قول یکی از نویسندگان نقل می کند که: « جوانی را می شناختم که مبتلا به این عادت شوم بود اوگرفتاریکی از بیماری های تب دار شد در روز ششم بیماری که کاملا ضعیف باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید»!!! ونیز نقل می کند: « یکی از مبتلایانی که به یک نوع از این عادت شوم ، مداوات می نمود رفته رفته ضعف شدیدی در خود احساس کرد، بدن او رو به لاغری گذاشت ساق پا و ران های او را آزار می داد ادامه این عمل منتهی به فلج عمومی بدنی او گردید و پس از شش ماه بستری شدن که با وضع قابل ترحمی با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت »! مخصوصا ابتلای به این عادت شوم برای مجرومین و آنهایی که عمل جراحی در بدنشان شده فوق العاده خطرناک می باشد. کوتاه سخن این که به گفته همان « پزشکی » و هم از نظر« مذهبی » منفور است موجب خرابی و نابودی وجود انسان و تزلزل روح می گردد! *** WWW.JAVANAN-SETAREH.NILOBLOG.COM نامه های خود را از طریق نظرات وبلاگ به صورت خصوصی ارسال کنید نام و نام خانوادگی الزامی نیست فقط ایمیل ، وبلاگ یا چیز دیگر را ذکر کنید تا به سوالات و مشکلات شما دوستان عزیز در مورد جوان و انحراف جنسی پاسخ دهیم. ونظر خود را در مورد این موضوع ارائه دهید (باتشکر) نویسنده وبلاگ : مصطفی یگانه وبلاگ جوانان ستاره شما رو به خواندن ادامه ی مطلب دعوت می کند استمنا قابل کنترل نیست به هر حال زیان های این گونه انحراف بیش از آن است که در این مختصر شرح داده شود. و یکی از هولناک ترین خطرات آن این است که این عادت شوم به هیچ وجه قابل کنترل نیست و با توسعه روز افزون خود، ارداه را تضعیف می کند و به صورت افراطی عجیبی گسترش یافته هر گونه محدودیت را درهم می شکند. درست است که هرگونه افراط در امور جنسی حتی از طریق مشروع (از طریق ازدواج) نیز ممکن است خطرات فراوانی در برداشته باشد. ولی گذشته از تفاوت های اصولی که میان اشباع طبیعی این غریزه و اشباع از طریق غیر طبیعی وجود دارد (وبعدا تشریح خواهد شد) فراهم شدن شرایط اشباع مشروع و طبیعی آن در همه حال ممکن نیست در حالی که این عادت شوم نیاز به فراهم شدن شرایط خاصی ندارد و لذا به صورت خطرناکی در زندگی مبتلایان رخنه کرده و ریشه می دواند. با توجه به حقایق فوق و با توجه به اهمیت فوق العاده ای که این مسئله درسرنوشت جوانان ازنظرجسمی ، فکری ، اخلاقی و اجتماعی ومذهبی دارد لازم است همه جوانان با دقت نکاتی را که برای « پیشگیری » از این عادات شوم اعلام می کنیم به کار بندند. مبتلایان نیز باید بدانند که برای ترک این عادت هیچ موقعی دیر نیست. قبل از هر چیز« تصمیم » و سپس به کار بستن دقیق دستورهایی که در صفحات آینده این پست ذکر خواهد شد لازم است وبا انجام این برنامه ترک این عادات مشکل نخواهد بود. یک اشتباه بزرگ درمورد انحرافات جنسی : « می خوام خون گریه کنم اما قطره اشکی مژگان مرا مرطوب نمی کند؟ می خواهم فریاد بکشم اما آه هم از سینه بر نمی خیزد. می خواهم بیندیشم اما به چه چیز؟ به کدام بدبختی و نافرجامی ؟ مگر مغز اندیشمندی هم در برابر این ناملایمات برجا می ماند؟!!!؟ بیچاره و تنها ، ویلان و سرگردان،هراسان و بیمناک از آنچه هستم وخواهم بود ، متنفرم از همه کس و همه چیز وازاین محیط آلوده و ننگین! » 21 ساله هستم ، ده سال تمام از حساس ترین ایام عمرم را تنها ی تنها گذراندم ، ناملایمات زندگی و رنگ های زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج می دهد ... نفهمیدم چه شد چند سال قبل که هنگام مطالعه کتابی بی اراده به یک عادت شوم جنسی آشنا شدم ،آن موقع گذشت و کسی به من نگفت که جوانی چه دوران حساس و خطرناکی است ؟ اندام های برهنه زنان و دخترانی که در آتش شهوت وهوس میسوختند به هیجان درونی من دان می زد. بلی من عادت کردم و اکنون مریض جسمی هستم و روحم نیز بیمار شده است، دارم به ورطه جنون پا می گذارم آن قدر ناراحتم که دراندیشه نمی گنجد... مرا از طول دادن نامه ببخشید این ناله و استغاثه ها از من نیست که به گوش شما می رسد می دانم بسیاری از جوانان (به نظر من نویسنده ی وبلاگ 85 درصد جوانان گرفتارند) مثل من بیچاره اند. نا گفته نماند در اول جوانی در سنین 16 یا 17 سالگی دو مرتبه دست به خودکشی زده ام . اما اجازه مردن هم به ما بیچاره ها نمی دهند! اکنون خیلی ضعیف شده ام و مدت کوتاهی است که با کمال معذرت بی اراده از من قطرات ... دفع می گردد! اکنون در میان طوفان مرگباری به این سو و آن سو می روم ، شاید هم یک سویش نابودی باشد!... استدعا دارم مرا نجات دهید، خواهش می کنم جوابم را خیلی سریع لطف کنید اگر ممکن شود به وسیله پست، حتی اگر در مجله نسل جوان خواستید جواب دهید!! هرچه زودتر. پیشرفت شما سروران پاکدل وگردانندگان آن نشریه محبوب را که برای ارشاد امثال من آلوده و پیشگیری دیگران می کوشید از خدای یکتا خواهانم. « س/ ب» از مشهد مسئله ی مهم اینجاست به این ترتیب نامه درد آلود وغم انگیز دیگری را که مربوط به جوان گرفتاری است که از ذکر نام صریح او خودداری می شود، ورق زدیم و صحنه های اندوهبار این اجتماع آلوده را از نظر گذراندیم. اکنون اجازه دهید رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناک « استمنا » و چگونگی مبارزه با آن را دنبال کنیم شاید بتوانیم این سیلاب خطرناک را تا حدودی مهار کنیم. یکی از اشتباهات بزرگی در این مسئله حساس این است که عده ای از پزشکان ، دربرابر متخصصاتی که سال ها دراین باره مطالعه نموده وآثار شوم این عادت زشت را در کتاب های خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث های گذشته از نظر خوانندگان گرامی گذاشت) چنین اظهار نظر می کنند که : « ما در پزشکی زیانی برای این عمل ندیده ایم بلکه ترسانیدن افراد ازآثارشوم و مرگباراین عمل ممکن است آثار نامطلوبی در روح آنها بگذارد!». گاهی می گویند : این عمل با آمیزش جنسی چندان تفاوت ندارد. متاسفانه همه ی این اظهار نظرهای بدون مطالعه در تمام جوانب مسئله، سبب سقوط عده ای از جوانان در دام این عادات شوم شده است. پاسخ این سخن را پزشکان مطلع و وارد چنین می دهند: این آقایان از یک نکته اساسی در این مسئله غفلت دارند: به شهادت « مشهادات فراوان» و « اعتراف صریح بسیاری از مبتلایان » این عمل، اعتیاد آور است ، اعتیادی شدید و مرگبار که افراد را به دنبال خود می کشاند و به این آسانی دست بردار نیست . ممکن است یک مرتبه استعمال فلان ماده مخدر زیانی نداشته باشد ، ولی باید توجه داشت خطر اعتیاد در پیش است، اعتیادی که همه چیز انسان ممکن است در آن دفن شود. همانطور كه گفتيم متخصصان اين فن در كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتياد آور بودن اين عمل شوم را صريحا يادآورشده و جوانان را ازآن برحذر داشته اند. (دقت كنيد) نكته ي ديگري كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است ، يعني درحقيقت وسايلي نمي خواهد و درهرگونه شرايطي ودر همه حال امكان آن هست و كنترلي هم در آن نيست و بدبختانه چون در دوران « طغيان غريزه ي جنسي » مخصوصا ميان سال هاي 16تا20 به سراغ جوانان مي آيد خيلي زود ممكن به صورت يك عادت ريشه داردرآيد، درحالي كه آميزش جنسي هرگزچنين ساده نيست و زن و مردي كه همسر يكديگرند در شرايط خاصي چنين امكاني را پيدا مي كنند. كساني كه زيان هاي آن را دست كم گرفته اند حتما توجه به مسائل « اعتياد » به آن وساير اوضاع و احوال خاص اين مسئله ننموده اند. وگرنه چگونه مي توان اين حقيقت حسي را انكار كرد كه بسياري از جوانان آلوده تا سر حد مرگ وجنون و ناتواني مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مي روند ، مگرمشاهدات حسي را مي توان منكر شد؟! اتفاقا در ميان اين دسته بسيارند كساني كه مي گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضرر هاي آن آگاهي نداشتيم بنابراين مسئله تلقين هم دراين جا منتفي است . *** راه ها و دستورات پيشگيري : اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مي كنيم ، براي پيشگيري از بروز اين عادت و اگر خداي نكرده آلوده شده امد براي درمان آن : گام نخست : نخستين مطلبي كه كه مبتلايان بايد به آن توجه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسي با تمام آثار مرگباري كه دارد قابل معالجه و درمان است، وبه گواهي پزشكان و بسياري از افرادي كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحي وارد شوند مانند هرعادت واعتياد غلط ديگربه طورحتم برطرف خواهد گرديد. قابل توجه اين كه بيشتر آثار شومي كه واسطه آن به وجود آمده درمدت نسبتا كوتاهي پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروي جواني مي تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد ( نمي گوييم همه آن را مي گوييم بيشترآن را ) و همان طور كه زخم هاي تن كودكان و جواني خيلي زود التيام پيدا مي كند آثار سوء اين عمل نيز پس از بيداري (درصورتي كه به موقع متوجه شوند) در مدت نسبتا كمي برچيده خواهد شد. آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودي خود مايوس و يا ترديدند سخت در اشتباه هستند ، و همين ياس و ترديد بزرگترين سد راه آنهاست. (دقت كنيد) بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعي كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عدت شوم وننگين و رهايي يافتن از بسياري عواقب آن است. اكنون كه گام نخست برداشته شد و با ايمان و اميدواري كامل به سوي درمان اين مبتلايان پيش مي رويم بايد خود را براي به كاربستن نخستين دستور آماده كنند. *** مهمتراز آنچه تصور شود گام دوم پزشكان عموما معتقدند براي ترك هر نوع اعتياد قبل ازهر چيزاراده وتصميم لازم است ،تصميمي قاطع و جدي و محكم. ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولي تلقي كنيد اما ما به شما مي گوييم بيش از آنچه تصور نماييد اين موضوع مهم و موثراست. براي گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاي ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاي آن در بحث هاي گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومي كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجه به شخصيت وقدرت فوق العاده اي كه در هرانساني نهفته شده- مخصوصا درجوان - بايد تصميم گرفت، تصميمي آهنين و خلل ناپذير. حتما مي دانم در اين جا بعضي از جوانان مبتلا، به من ايراد مي كنند كه « ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و نيروي تصميم از ما سلب شده ، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم »!!!! ما به اين ايراد شما كاملا توجه داريم اما شما هم به پاسخ ما كاملا توجه و دقت كنيد: من از اين گونه افراد مي پرسم : « آيا شده در پيش پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگري آشكارا دست به اين كاربيالايد هر قدم هم (مثلا) ناراحت باشيد؟... حتما خواهيد گفت : نه مي پرسم چرا ؟ مي گوييد آخر چنين كاري شرم آور است! مي گوييم: معناي سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روي آنها انجام ندهيم! اين موضوع به خوبي ثابت مي كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مي كنيد بي اراده و بي اختيار به سوي اين عمل كشانده نمي شويد، اگر بي اختيار و فاقد اراده بوديد براي شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتي نداشت! شما بايد بكوشيد اين « اراده نيرومند خود » را كه درچنين مواردي به كار مي اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمي كنيد ؟ اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر وناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است درحضور چنين پروردگاري دست به چنين آلودگي بزنيد؟!! جالب توجه اين كه در يكي از سخنان پشوايان بزرگ اسلام امام صادق(ع) مي خوانيم: روزي يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به « يك نوع انحراف جنسي » شده ( نوع ديگري غير از اين عادت ) وازخود هيچ گونه اراده اي ندارد! حضرت با عصبانيت فرمود : چه مي گويي؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روي مردم هم انجام دهد؟! عرض كردند: نه. فرمود: پس معلوم مي شود به اراده و اختيار خود اوست... واما اين كه بعضي مي گويند: « بار ها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم » ما به اين افراد صريحا اعلام مي كنيم : شكستن تصميم به معناي از بين رفتن همه آثارآن در وجود انسانن نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتي در اعماق دل و روح انسان باقي مي گذارد و زمينه را براي تصميم نهايي بيش از گذشته ، آماده مي سازد. (دقت كنيد) اجازه بدهيد مثالي براي شما بيان كنم : بسياري از اوقات انسان مي كوشد با پاي خود ازكوهي بالا رود و يا با اتومبيل از يك سربالايي تند بگذرد ، دفعه ي اول و دوم وگاهي دفعه ي دهم عقب گرد مي كند و نمي تواند ، ولي آخرين بارموفق مي شود و ازآن مي گذرد، اين سخن به اين معنا نيست كه در دفعات اول هيچ كاري انجام نداده بلكه هر دفعه كه براي عبور از اين راه دشوار اقدام نموده وعقب رفته به طور نا خودآگاه يك مقدارآمادگي آموخته و ذخيره كرده و بلاخره در پايان پيروز شده است. دانشمندان مي گويند براي حفظ يك قطعه شعر يا نثر ممكن است در نخستين بار5 مرتبه تكرار آن لازم باشد وپس از مدتي ممكن است فراموش گردد اما براي حفظ آن دردفعه آينده مسلما 5 مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سه مرتبه هم كافي باشد . يعني رسوبات تصميم ها و يادگيري هاي گذشته همواره در روح انسان باقي مي ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از اين قبيل است. بنابراين اگر ده ها بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدي و آهنين براي ترك هرنوع اعتياد غلط شويد و تمام نيرو هاي معنوي خود مخصوصا ايمان به خدا را بسيج كنيد و اين گفتار ژيشواي بزرگ ما علي (ع) را فراموش نكنيد آن جا كه مي فرمود : « افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند ». اكنون كه تصميم نهايي خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقا به كار بنديد. دستور هاي ده گانه گفتيم خطر و زيان انحراف جنسي مخصوصا « استمنا » كه گاهي به تناسب يك افسانه تاريخي « اونانيسم » نيز ناميده مي شود . اگر چه غير قابل انكار است ، زيرا به زودي شكل « اعتياد » به خود مي گيرد، اعتيادي ريشه دار و كشنده تا آنجا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مي سازد، و حتي طبق اعتراف صريح بعضي از مبتلايان گاهي كارشان به جايي مي رسد كه تنها با « تصور و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مي گردد. ولي از آن خطرناك تر ياس و نوميدي از مبارزه با اين اعتياد است ،زيرا اين نوميدي بزرگترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاي فوق العاده نا مطلوب روحي در آنها ايجاد خواهد كرد. مبتلايان بايد اطمينان كافي داشته باشند كه اگربخواهند مي توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند و حتي عمده آثارآن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولاني باشد . آنها هرگزنبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقي خواهد ماند. منتها بايد با هوشياري كامل و تصميم قاطع و به كار بستن « دستورهاي آينده » به مبارزه پي گيري برخيزند. كساني كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكي خود را بدانند و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، ازهرگونه وسوسه شيطاني در اين راه بپرهيزد و با هيچ قيمتي سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند. همانطور كه سابقا هم اشاره كرديم شرط پيروزي قطعي درمبارزه با هر نوع اعتياد غلط از اعتياد هاي خطرناك جنسي يا اعتياد هاي ديگر پس از « اميدواري و اطمينان به پيروزي » داشتن تصميم قاطع است. تصميمي آهنين و محكم ومتكي به ايمان و شخصيت وشرافت و وجدان. تصميمي راسخ و غير قابل عدول. حتي اگر به عللي اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجددا، بلكه قاطع ترو راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدواري و ايمان تصميم خود را تجديد كنند. زيرا سرانجام آثاراين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامي كه روي هم متراكم شد تاثير خود را خواهد بخشيد. بديهي است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكي با خداي خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدس اواستمداد جويند ، وبه لطف او اميدوار ودلگرم باشند درپرتو اين ايمان مذهبي خيلي زودتر نتيجه خواهند گرف. ***************** اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقا به كار بندند. ممكن است اين امور در نظر بعضي ساده جلوه كند ، ولي هنگام عمل روشن مي شود كه اثر معجزه آسايي دارد. 1- اجتناب از هرگونه تحريك مصنوعي اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هرشب در سينما يا در برابرتلويزيون ناظر صحنه هاي هوس آلود « فيلم هاي سكسي » باشند ، و همه روز قسمت مهمي از وقت گران بهاي خود را به مطالعه « رمان هاي عشقي » و تماشاي « عكس هاي شهوت انگيز » مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند ، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند ، وبا اين همه باز هيچ گونه آلودگي پيدا نكنند سخت در اشتباهند. اين گونه « تحريكات مصنوعي » كه هيچ گونه ضرورتي هم ندارد ، مسير فكر هر جواني را از مسائل اصولي زندگي تغيير مي دهد و به سوي مسائل جنسي ، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مي كشاند. شب و روز ، آنها را دريك حال اضطراب دائمي عصبي كه آثار نامطلوبي آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مي دارد. همه جوانان عزيز - مخصوصا آنهايي كه داراي پاره اي از عادت هاي غلط جنسي هستند – بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها ، و مطالعه آن رمان ها و هرگونه چشم چراني عمدي اجتناب ورزند ، آرامش فكري خود را بي جهت برهم نزنند ، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاي دائمي تضعيف نكنند. براي موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمي هاي سالم و مناسبي براي اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاي صحيحي براي اين اوقات تنظيم كنند. اين سرگرمي ها ممكن است : ورزش هاي فردي و دسته جمعي پياده روي در هواي آزاد ، مطالعه كتب سودمند و مفيد پرورش گل در منزل و به طور كلي كارهاي كشاورزي ، كارهاي دستي ، جمع آوري اشعار ، تهيه ي كلكسيون هاي عكس و تمبر و مانند اينها. شركت در انجمن هاي گوناگون و كنفرانس هاي علمي يا اخلاقي باشد. 2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت جوانان بايد به طور حتم براي تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طوري كه يك ساعت وقت بيكار بدون برنامه نداشته باشند. نمي گوييم مرتبا درس بخوانند يا كار كنند ، بلكه مي گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند ، و يك ساعت خالي از برنامه نباشد. جوانان بايد بدانند بزرگترين بدبختي براي يك جوان اين است كه وقت هاي خالي از هرگونه برنامه داشته باشد. در نشريه اي كه تحت عنوان « سرگرمي هاي خطرناك » به وسيله ي مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجهي از سرگرمي هاي سالم تشريح گرديده است. ممكن است جواني بيكار باشد و جوياي كار، اما درعين حال براي شب و روز خود برنامه اي تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن. حتي اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمي بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند و به طوري كه فكر آنها حتي يك لحظه بيكار به معناي واقعي نباشد بهتر است ، زيرا اشتغالات فراوان فكري ، اثرعميقي در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد. بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاي تعطيلي چند برابر روزهايي كه مشغول كار هستند سيگار دود مي كنند، اين تفاوت فاحش ، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاي مثبت و انصراف از كارهاي بيهوده يا زيان آور در ايام غير تعطيلي است. خلاصه افرادي كه گرفتار اعتياد هاي غلط جنسي هستند اگر برنامه مشغول كننده اي براي تمام وقت خود نداشته باشند به آساني نمي توانند اين عادت را از سر خود دور كنند و تهيه ي چنين برنامه اي از موثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئنا با تهيه ي چنين برنامه اي قسمت مهمي از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت. 3- توجه مخصوص به ورزش معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسي كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراواني از انرu200dژي هاي بدني و فكري آنها را به خود اختصاص مي دهد و طبعا از مسائل ديگر كم مي كند. به همين دليل براي جلوگيري از تحريكات زياد جنسي لازم است جوانان برنامه هاي وسيع و متنوع ورزشي انتخاب كنند. مبتلايان به اين عادت شوم غالبا افراد گوشه گير، منزوي كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيري و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مي كند ، و اگر از اين وضع به كلي درآيند و زندگي خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقي دربهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد. اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتواني دارند ، و ورزش هاي متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده موثر است. اين افراد هرچه وقت اضافي و خالي از برنامه دارند بايد به بازي هاي گوناگوني ورزشي و يا پياده روي در هواي آزاد تخصيص دهندتا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتي از انرژي هاي جسمي و فكري آنها متوجه اين قسمت گردد. به همان اندازه كه تحرك و ورزش هاي فردي و دسته جمعي براي آنها مفيد است ، انزوا و به گوشه اي خزيدن و در فكر فرو رفتن براي اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتي شده از آن دوري گزينند. اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساي آن را ببينيد ، درروز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقي فرو خواهيد رفت و از شر بسياري از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مي آيد در امان خواهيد بود! 4- بايد عادتي جانشين عادتي گردد روانشناسان مي گويند : براي ترك يك عادت بد حتما بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود. مثلا كساني كه عادت به قمار دارند ، وبا اين كه تمام زيان هاي آن را مي بينند و حس مي كنند ، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند ، و به گفته ي خودشان وقت قمار كه مي رسد نمي فهمند چه نيرويي آنها را مانند يك اسير وبرده به سوي اين عمل كه عقل و جدانشان آن را محكوم ساخته مي كشاند؟! چنين كساني براي اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتما بايد در همان ساعات ،بازي صحيحي را ( مانند يك مسابقه ورزشي سالم ) جانشين بازي قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها ببرد. و به عبارت ديگر انرژي خاصي كه تحت تاثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مي گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبي داشته باشد ( دقت كنيد ) درمورد عادات بد جنسي بايد درست همان ساعاتي كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مي شود به سراغ برنامه خاصي براي چنين ساعاتي از قبيل پيش بيني كرده اند بروند ، به سراغ مسابقه علمي ، ورزشي ، مسابقه هوش مطالعه يك اثر جالب ، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردي ، اسب سواري و ... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد. 5- پرهيز مطلق از تنهايي اين گونه افراد بايد حتما و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند. هرگز تنها نباشند ، در خانه تنها نمانند ، شب در اطاق تنها نخوابند ، تنها براي مطالعه به نقات خلوت نروند. و به محض اين كه در محيطي احساس كردند تنها هستند از آن محيط بيرون بروند. اين گونه افراد مخصوصا بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مي كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگري شوند. فراموش كردن اين تذكر غالبا گران تمام مي شود. تنهايي ، محيطي كاملا مساعدي است براي پرورش ميكروب اين اعتياد در فكر هر جوان ، و تمام جواناني كه مي خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايي بپرهيزند. 6- ازدواج در نخستين فرصت اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مي دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتي اگر امكانات آنها « تنها » براي انتخاب نامزد ( البته نامزد مشروع كه عقد شرعي آن اجرا شده باشد ) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند. خلاصه ازدواج تاثير قابل توجهي در مبارزه با اين انحراف جنسي دارد و در صورتي كه دامنه توقعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كاري است بسيار سهل و ساده و آسان ، ولي متاسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاي غالب طبقات را اعم از تحصيل كرده و بي سواد در اين قسمت بسته است. بعضي از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند ، ولي اين وحشت كاملا بي اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است وهم پيروزي درتمام مراحل ازدواج و زناشويي. 7- تلقين و تقويت اراده « تلقين » نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمي را بازي مي كند. افراد معتاد بايد مرتبا به خود تلقين كنند كه به خوبي قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند. براي اين كه تلقين در آنها اثر قوي و سريع ببخشد آن طور كه يكي از اطباي روانشناسان دكتر « ويكتور پوشه فرانسوي » مي گويد : بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند، همه روز در محلي آرام كه چيزي فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته وبا كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: « من به خوبي قادرهستم اين عادت بد را از خود دور كنم ، من قادرم » تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبي در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدي دارد. ( مي توانيد آزمايش كنيد ) علاوه براين بايد براي تقويت اراده از مطالعه كتاب هاي رواني كه براي تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم و همه معتاداني كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتياد هاي ناپسند شده اند اعتراف دارند – نخستين گام در اين راه « اراده و تصميم » است. 8- پرهيز كامل از معاشرت و همنشيني با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد ، در همه اوقات مخصوصا دوران مبارزه بايد به طورمطلق دوري جست همان طور كه از مبتلايان به « وبا » فرار مي كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگزاز خاطر خود دور نندازدو هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند. نقش معاشران بد وفاسد در ابتلاي به اين انحراف ، و ادامه آن ، بسيار عجيب است آنها براي اين كه كمتر احساس گناه و بدبختي كنند سعي دارند افراد ديگري را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيزخود گرفتار نمايند ، لذا همواره مي كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند،ولي جوانان بيدارهرگز در دام وسوسه هاي شيطاني آنها نمي افتند. 9- تقويت عمومي و رژيم غذايي داشتن يك رژيم غذايي كامل و سالم كه موجب تقويت عمومي بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسياري از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مي گيرد وبا خود عامل ضعف اعصاب است تاثيرقابل توجهي دارد. استحمام با آب سرد ( البته در مواقعي كه وضع هوا اجازه مي دهد ) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك موثري به اين گونه افراد مي تواند بنمايد. همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس تنگ و چسبان كه عامل موثري براي تحريك مصنوعي است بپرهيزند ، اين گونه لباس ها اصولا براي همه جوانان زيان بخش و حتي گاهي خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعي جسم آنها صدمه مي زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است. 10- استمداد از نيروي ايمان و عقايد مذهبي نيروي ايمان و عقيده مذهبي مي تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودي از چنگال اين عادت بد نجات بخشد. اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان وبخشنده خود راز و نياز مي كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را درترك اين عادت زشت ياري كند و از چنگال آن برهاند و مطمئنا هرگاه با جان و دل به او توجه نمايند ، لطف خداوند مهربان به ياري آنها خواهند شتافت و در اين مبارزه حياتي پيروز خواهند شد. و نيز بايد در همه جا ودر همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدس او دست به چنين كار اخلاقي بزنند. ما اطمينان كامل داريم اگرمبتلايان دستور هاي بالا را دقيقا فقط براي انحراف رهايي خواهند يافت. پايان نمونه اي از قضاوت خوانندگان نامه هاي بسيار زياد و تكان دهنده در مورد اين كتاب به ما رسيده كه فقط يك نمونه آن را بدون هيچ گونه تغيير و ويرايش در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي دهيم. به نام خداوند متعال به نام خداوندي كه جوانان را آفريد و به نام خداوندي كه تمام انسان ها را پاك آفريد. من جواني هستم 19 ساله ، در نوجواني بسيار علاقه مند به قرآن و امام عزيزمان (ره) بودم و هم اكنون نيز مي باشم. دراين دوران (نوجواني) از نگاه كردن به نامحرم بسيار نفرت داشتم و آن را گناه فراوان مي پنداشتم و اصلا نگاه بد نمي كردم. از موقعي كه پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبيرستان شدم تغييري در من ايجاد شد و كم كم شيطان در من نفوذ كرد به طوري كه نگاه كردن به نامحرم برايم عادي شده بود. با دوستان بد آشنا شدم و آنان نيز مرا به عادتي كه 4 سال دامنگير من بود اونس دادند. 4 سال دبيرستان اين عادت شوم جنسي را ادمه دادم و افت تحصيلي غير قابل انكاري در من به وجود آمد كه كاملا قابل احساس بود. در دوران راهنمايي شاگرد ممتاز كلاس بودم ولي دبيرستان بدون باور تجديدي آوردم. 4سال از خداوند دور ماندم 4سال فرد پستي بودم 4سال از خود نيز غافل بودم در طي اين 4 سال همه چيز خود را از دست دادم و از جمله سلامتي ام را. تما علائم اين عمل در من ظاهر شد: لاغري و سستي بدن *** كم خوني *** كم شدن حافظه *** كم شدن هوش *** لرزش دس

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 8:04

صفحه بندی